على محمدى خراسانى
420
شرح منطق مظفر (فارسى)
1 . در موضوع ؛ خطابه در جميع علوم و فنون جارى مىشود به جز آن دسته از مطالب علمى كه مطلوب در آنها يقين باشد كه در آن جاى بحث و استدلال عقلى ، تجزيه و تحليل ، تعقيب و نقض و ايراد است تا يقين حاصل شود پس استفاده از اسلوب خطابى ناقص ، ناتمام و قبيح است . ولى استفاده از شيوهء جدلى به منظور غلبه بر خصم يا تعليم مبتديان كاملا رواست حتّى در مسائل دقيق عقلى ( همانطور كه در جاى خود مفصّل بيان كرديم ) . 2 . غايت ؛ غايت كار جدلى غلبه بر خصم است به اينكه خصم را ملزم سازد بر قبول ولو موجب قناعت خصم نگردد ولى غايت خطابه غلبه به نحو اقناع است . 3 . مواد ؛ در باب جدل تنها مشهورات حقيقى كاربرد دارد ولى در باب خطابه مطلق مشهورات ظاهريّه ، به كار مىرود يعنى قضايايى كه در به دو امر جزء مشهورات هستند اعم از اينكه بعد از تعقيب و تأمل اين شهرت زايل شود يا خير . در خاتمه غير از فرقهاى مذكور فروق ديگرى هم هست كه چندان مهمّ نيست ( مثلا يكى از فرقها اين است كه مطالب جدلى كلّى است ولى مطالب خطابى از جزئيات است ) . ضمنا خطابه اصنافى دارد كه يك صنف آن منافرات است و ميان منافرات از خطابه با جدل هم فرقها و مشتركاتى است كه در جاى خود بيان مىكنيم . 12 . اركان خطابه خطابه بر سه ركن استوار است و هركدام به نوبهء خود مقوّم خطابه ، هستند . آن سه ركن عبارتست از : 1 . گوينده كه او را خطيب گويند . 2 . گفتار كه آن را خطاب يا خطابه گويند . 3 . شنونده كه او را مخاطب گويند و البتّه اسم جامع همين مستمع است . مستمع در باب خطابه سه شخص يا گروه هستند كه هركدام عنوانى دارند : 1 . مخاطب 2 . حاكم 3 . نظّاره امّا مخاطب : علامه در جوهر النضيد مىفرمايند : « و هو ضرورى » يعنى وجود